X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل

یادگار عشق ( هرگز فراموش نمیشوی یگانه عشقم)
عشق یعنی امتداد دو نگاه (هر چه را پایانی است جز حرف عشق این همه گفتند و پایانی نداشت)
قالب وبلاگ


یه توپ دارم قلقلیه….. پـَـــ نــه پـَـــ میخواستی مثلث باشه؟!
*
*
*
زنگ زدم اورژانس میگم تصادف شده ، یارو میپرسه کسی هم صدمه دیده ؟ پـَـــ نــه پـَـــ فقط زنگ زدم بگم همه سالم هستن که از نگرانی درتون بیارم!
*
*
*
چهل کیلو بار دستمه میگم کمرم شکست بیا بگیر … میگه بار رو؟! پـَـــ نــه پـَـــ ننه بزرگ منو غم بی کَسیش کمرمو شکسته
*
*
*
داشتم یه گربه رو تو سبد می بردم صدای میو میوش کل خیابون رو برداشته بود … دختره میگه گربس؟! پـَـــ نــه پـَـــ نهنگه اختلال ژنیتیکی پیدا کرده

*
*
*
پارتی بودیم … ملت اون وسط داشتن دستارو تکون میدادن و میرقصیدن …
رفیقم میگه دارن میرقصن!؟
پَـــ نَ پَــــ اینجا گیر افتادن! دارن برای هلیکوپتر امداد دست تکون میدن تا نجاتشون بده
*
*
*
رفتیم واسه عروسی باغ اجاره کنیم … یارو میگه جای امن میخای ؟
پَـــ نَ پَـــ یه باغ بده تجاوز خورش خوب باشه مهمونا روش حساب کردن !
*
*
*
چشام پر اشک، بغض تو گلوم
میگه میخوای گریه کنی ؟!

پَـــ نَ پَــــ میخوام ببینم با چشام میتونم بشاشـم ؟!

*

*

*

با دوستم رفتیم کشتارگاه میگه:اه اه اینجا چه بوی گوسفندی میاد.گفتم: پـَـ نـَـ پـَـ میخواستی بوی اش رشته بیاد.

*

*

*

رفتم کفش بخرم یه کفش پوشیدم خوشم اومده میگم همینو میخوام فروشنده میگه اون لنگشم بدم میگم پـَـ نـَـ پـَـ بده پسر حاکم پیدام کنه
*
*
*
یه شب یه یارو که نقاب زده بود با تفنگ جولوی یه دختره تو خیابون رو میگیره.دختره میگه:میخای پولامو بدزدی؟یارو میگه: پـَـ نـَـ پـَـ اومدم بهت پیشناهاد ازدواج بدم .چون دیر وقت بود گفتم مزاحم خانواده نشم
*
*
*
یکی از این سوسک کوچیکا از جلو پام رد شده یه دستمال از جیبم درآوردم ... دوستم میگه میخوای بکشیش ؟ پـَـ نـَـ پـَـ آبریزش بینی داره میخوام نریزه رو قالی
*
*
*
به بارومیگی افتابه داری؟میگه براخونه می خوای؟ گفتم پـَـ نـَـ پـَـ براقالب کیک جشن تولد بابام می خوام،اخه سنتی دوست داره.
*
*
*
توی کلاس استاد سوال میپرسه .دستمو میگیرم بالا میگه میخوای جواب سوالمو بدی میگم :پ ن پ میخوام ببینم کولر بادش سرده یا نه!!!!
*
*
*
رفتم سوپری میپرسم قهوه تلخ جدید نیومده ؟ میگه قهوه تلخ؟ میگم پـَـــ نــه پـَـــ چای محسن میخواستم از اینا که آهنربا جایزه داره!
*
*
*
دوازده شب رسیدم دم خونه کلید نداشتم به داداشم زنگ زدم میگم یواش درو باز کن بقیه بیدار نشن .میگه در خونه رو؟ پـَـــ نــه پـَـــ در یخچالو!!! سر شب گرمم بود رفتم پشت تخم مرغها !
*
*
*
ساعت ١١ اومدم خونه مامانم میگه الان اومدی؟ میگم پـَـــ نــه پـَـــ ٢ساعت پیش اومدم الان تکرارش را داره پخش میکنه
*
*
*
دارم سبزی خورد می کنم … دستم بریده … میگم مامان چسب داری؟ میگه دستتو بریدی؟! پـَـــ نــه پـَـــ می خوام کارم تموم شد دوباره سبزیارو بچسبونم!
*
*
*
به بابام گفتم سوئیچ ماشینو بده ...... گفت : می خوای بری جایی؟ ... گفتم : بله پدر عزیزم
(ستاد مبارزه با فتنه ی پَ نَ پَ - واحد فرزند صالح)
*
*
*
رفتم ساعت سازی به یارو میگم ساعتم کار نمیکنه میپرسه یعنی درستش کنم ؟ پـَـــ نــه پـَـــ باهاش صحبت کن سر عقل بیاد برگرده سر کار
*
*
*
رفتم انشامو خوندم،معلمه اومده میگه:اینو به سبکه خودت نوشتی؟ پـَـــ نــه پـَـــ به سبک استیل البرز نوشتم!
*
*
*
وسط جاده خلخال زنجان پنچری ماشینمو می گرفتم یه آقاه رسید گفت پنچر شدی؟

گفتم پـَـ نـَـ پـَـ لاستیکم گرمش شد در آوردم هوا بخوره!!
*
*
*
دیروز رفتم نون بربری گرفتم اومدم خونه بابام گفت نون بربریه؟
گفتم پـَـــ نــه پـَـــ بیسکویت خانوادست !
*
*
*
دوستم پریده تو استخر داد میزنه میگه شنـــا کنم؟
میگم پـــ ن پـــــــ بزار آهنگ تـایتـانیک بزارم آروم غرق شو..!
*
*
*
رفتیم رستوران، میگم 2 تا جوجه لطفا، میگه جوجه کباب؟ پـــ نه پــــــ ازین جوجه رنگیا، یه قرمز بدین یه سبز!
*
*
*
رفتم سم بخرم واسه سوسک یارو میگه میخواین سریع بمیره؟! پـــ نه پـــ میخوام شکنجش کنم ازش اعتراف بگیرم!!
*
*
*

رفتم توی مطب دکتر با شال به دور دهن و گردنم منشی بهم میگه:مریضی؟!!!!!!!!!!! پـَـــ نــه پـَـــ من عضو گروه لاک پشت های نینجام اومدم ببینم اینجا شما را خطری تهدید نمیکنه

*

*

*

گل گرفتم رفتم بیمارستان نگهبان میگه گل برای مریضتون آوردین پَـــ نَ‌‌ پَـــ اومدم خواستگاری تو با این سیبیلات

*

*

*

به دوستم میگم خودکارتو بده.میگه چیزی میچوای بنویسی ؟میگم پـَـــ نــه پـَـــ واسش شلوارک گرفتم میخوام ببینم اندازشه یا نه

*

*

*

رفتم مغازه میگم آقا مرگ موش دارین؟میگه واسه کشتن موش میخواهید میگم پـَـــ نــه پـَـــ میخوام بریزم توی غذا خوشرنگ بشه

*

*

*

یه نفر میره آزمایشه ادرار بده.پرستر میگه این ادراره میگه پـَـــ نــه پـَـــ سکنجبینه آوردم تا دور همیم با کاهو بخوریم

*

*

*

رفیقم شمارمو می خواست، گفتم: یادداشت کن 0932
گفت : تالیا داری؟
گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ همراه اول شماره خالی نداشت بهم تو تالیا خط داد

[ جمعه 30 دی 1390 ] [ 17:57 ] [ فرانک ] [ نظرات (0) ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
امکانات مفید
آمار سایت
تعداد بازدید ها: 75918